نقش رنگ در دکوراسیون داخلی
۰۵
خرداد

نقش رنگ در دکوراسیون داخلی (بخش اول)

معماری دکوراسیون داخلی، نمای درونی یک ساختمان محسوب شده و مهمترین نقش را بر رشد افکار و آرامش افراد ساکن در فضا معماری نیز دارد. این نقش مستلزم رعایت اصولی مبانی نظری داخلی در جهت ایجاد فضایی مطلوب با توجه به نوع عملکرد است. در سخنی تکمیل تر می توان گفت معماری داخلی مجموعه اعمالی است، که جهت بهینه سازی و یا ایجاد تغییر در فضای داخلی بناها از لحاظ ساختار، چیدمان عناصر، نور و رنگ انجام شده گفته می شود که می توان رنگ را مهمترین فاکتور موثر در جهت پویایی و معرفی فضا معرفی کرد.

در پژوهش حاضر تلاش گردیده در وهله اول به بررسی چهارچوب نظری در خصوص مفهوم دکوراسیون داخلی خانه، نقش رنگ در دکوراسیون داخلی منزل و فاکتورهای موثر در رنگ آمیزی فضای داخلی پرداخته و در نهایت عمده مطالعه بر مفهوم انعطاف پذیری و نقش آن در رنگ آمیزی دکوراسیون داخلی می باشد که از این رو تفکیک عنصر ثابت و متحرک دکوراسیون تزیینات داخلی در جهت ارایه نسل جدید دکوراسیون داخلی ساختمان به منظور انعطاف پذیری و تنوع در فضای معماری پرداخته خواهد شد. دکوراسیون داخلی به سه دسته دکوراسیون سازه داخلی، دکوراسیون مبلمان داخلی و دکوراسیون تزیینات داخلی تقیسم می شوند که تقسیم بندی فوق به دو گروه عناصر ثابت و متحرک قلیل تفکیک است، که تاکید پژوهش فوق بر متحرک سازی دکوراسیون تزیینات داخلی در شاخه رنگ می باشد.

رنگ در دکوراسیون داخلی
رنگ در دکوراسیون داخلی

رنگ

رنگ زندگی است، زیرا دنیای بدون رنگ به نظر ما همچون مرده است. رنگ ها مثل های ازلی اند، فرزندان نور اصلی بدون رنگ و همتای آن یعنی تاریکی بدون رنگند. همان طور که شعله نور ایجاد می کند، همان طور هم نور رنگ را به وجود می آورد. رنگ ها بچه های نوراند و نور مادر آنهاست. نور، این پدیده اولیه جهان، روح و جان دنیا را از طریق رنگها بر ما آشکار میسازد.
این یکی از عوامل موثر در طراحی دکوراسیون داخلی رنگ است که حالات روحی و روانی و عاطفی انسان را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد. بنابراین با توجه به مباحث و تئوری های مطرح شده در زمینه رنگ در طراحی دکوراسیون داخلی رنگ و نور دو عنصر مرتبط و جداناپذیر هستند که می توان این دو مهم را عامل شکل گیری فضای معماری قلمداد کرد. امروزه در کلان شهرها ساخت فضاهایی غیر منطبق با نیازهای فردی، روحی و روانی کاربران افزایش یافته و عدم انعطاف پذیری فضاها را موجب شده است. با توجه به اینکه در جامعه امروزی همه چیز به سرعت در حال تغییر است و نیاز مردم امروز به تنوع و تغییر پذیری فضاهای زندگی انسان بایستی با تغییر شرایط کاربران با شرایط جدید منطبق شوند پس مسئله انعطاف پذیری به صورت یکی از معیارهای آسیایی در طراحی داخلی در آمده است. از آن جا که زندگی روزانه انسان ها در فضاهای کوچک و غیر استاندارد و به دور از طبیعت و فضای سبز است انسان را از لحاظ روحی و روانی به شدت تحت تاثیر قرار داده است پس ایجاد فضاهای منعطف ضروری و سبب افزایش کیفیت زندگی کاربران می شود و در نتیجه سلامت روح و جسم انسان را موجب می شود. از این رو مقاله فوق سعی بر آن داشته شده تا با شناخت رنگ و چگونگی نحوه ی تاثیر گذاری رنگ و نور بر دکوراسیون داخلی ساختمان و ایجاد راهکارهایی در طراحی دکوراسیون داخلی فضاهای انعطاف پذیر ایجاد کرد و عملکرد فضاهای زندگی انسان را افزایش داد و در نهایت موجب آرامش و رضایتمندی کاربران از فضاهای روزانه شد.
در این مقاله سعی بر این است که راهکارهای نوین در ارائه رنگ در دکوراسیون داخلی و ارزیابی نقش انعطاف پذیری در دکوراسیون داخلی مورد بررسی قرار گیرد. روش تحقیق انتخاب روش تحقیق مناسب و تداوم آن در تمامی فرآیند و مسیر پژوهش از اصول راهبردی یک تحقیق علمی است. روش مواجهه با مسئله و پژوهش در ارتباط تنگاتنگ و دو سویه با ساختار و ماهیت تحقیق است، از همین رو برای ایجاد شالوده ای انسجام بخش به این تحقیق روش کیفی انتخاب و در طول پروسه پژوهش مورد استفاده قرار گرفته است. برای بدست آوردن نتایج مطلوب در این پژوهش و ارائه پاسخ مناسب به سوال های فوق از تحقیق کتابخانه ای اعم از کتاب، رساله، مقالات و سایت ها در خصوص مفاهیم پایه مرتبط با رنگ، انعطاف پذیری و دکوراسیون داخلی استفاده شده و نهایتا با خلاقیت و بررسی های بلند مدت در جهت ایجاد یک الگوی جدید از نسلی متفاوت در ایجاد رنگ آمیزی دکوراسیون داخلی جهت تنوع فضای معماری مورد بررسی و ارایه گردیده است.

رنگ در طراحی داخلی
رنگ در طراحی داخلی

چهارچوب نظری مفهوم رنگ

 رنگ ها روح دارند و زنده اند، رنگ ها کلمه اند و همچون کلمات سخن می گویند. از نهان سبز جنگل ها از راز آبی آسمان و دریاها، از شفافیت و زلالی قطرات باران و از پاکی سفید برف، اما نه از طبیعت، بلکه رنگ ها از روح آدمی و دنیا پر راز و رمز انسان سخن می گویند. رنگ زندگی است، زیرا جهان بدون رنگ برایمان مرده جلوه می کند. رنگ ها ایده آغازین و ثمره نور اصلی بدون رنگ هستند و مقابل آن، تاریکی بدون رنگ است. همان گونه که از شعله آتش نور بیرون می تابد، بدین سان هم نور، رنگ ها را بوجود می آورد.
در واقعیت رنگ وجود ندارد، از نظر علم فیزیک چیزی وجود دارد که دارای جسم و یا ماده باشد و بتوان به آن شکل داد و آن را لمس کرد، اما این خود آن شئ است که موجودیت خارجی دارد نه رنگ آن. رنگ تنها ظاهر دارد، چیزی که به صورت لحظه ای دیده میشود. رنگ بازتابی از نور است که به شکل متفاوتی در می آید و این بازتاب مجموعه وسیعی را شامل میشود. اگر یک ناحیه باریک از طول موجهای مرئی توسط ماده جذب شود رنگ به وجود می آید. اگر چه رنگ دارای بعد فیزیکی نیست اما مهم ترین عامل در بعد بصری محسوب می شود و در زمینه روحی و ارتقاء احساسات و ضعف آن به مخاطبین ایفای نقش می کند.