طراحی داخلی محیط های درمانی
28
آوریل

طراحی داخلی محیط های درمانی (بخش اول)

این مقاله در جستجوی پاسخ به این سوال است. حال سوال دیگر این است که آیا در طراحی داخلی یک محیط پرازدحام درمانی، نحوه ی چیدمان و تعریف فضا می تواند بر ارزیابی های ادراکی و میزان رضایت کاربران از محیط، تأثیر گذار باشد یا خیر. تعریف فضایی خاص مطالعه شده در این تحقیق، فضای انتظار مراکز درمانی وارتباط بین محورهای سیرکولاسیون وفضای نشستن سالن انتظار است.
فرضیه تحقیق این است که کاربران در فضاهای انتظار شلوغ، احساس راحتی و امنیت کمتری دارند. در این تحقیق تبیین شده است که چگونه در جایی که مرزهای تعریف شده فضایی کمتری بین فعالیتها وجود دارد (یعنی حالتی که مردم از جهات مختلف عبور میکنند) این اختلال بسیار بالاتر است و کاربران، دریافت منفی تری از فضادارند.

تأثیر دکوراسیون داخلی بر روی انسان

برای بررسی این مسئله، مطالعه در سالن انتظار بخش شیمی درمانی سه مرکز درمانی اصلی در شهر شیراز انجام شد: سالن انتظار بخش شیمی درمانی درمانگاههای امام رضا(ع)، مطهری و نمازی، که از نظر ویژگیهای محیطی، طراحی تقریبا مشابهی دارند ولی از نظر رابطه فضای انتظار و محورهای سیرکولاسیون، شرایط متفاوتی دارند. نتایج مطالعه روی ۲۴۰ بیمار، نشان داد که در طراحی سالنهای انتظاری هر چه تفکیک و تعریف فضایی بین محورهای سیرکولاسیون وفضای انتظار ضعیف تر صورت گرفته باشد، محیط از طرف استفاده کنندگان، منفی تر و استرس زاتر درک می شود. تأثیر جنسیت نیز در انجام این ارزیابی مورد بررسی قرار گرفت. از نظر ادراکی، فضا در ذهن هردو جنس (مؤنث، مذکر) تقریبا مشابه ترسیم شده بود.

اصول و مبانی نورپردازی در بیمارستان ها و مراکز درمانی

مطالعات در زمینه ی کیفیت مراکز بهداشتی درمانی و تأثیر آن بر رفتار و رضایت بیماران، متنوع هستند و توسط کارشناسان بسیاری از رشته ها مانند معماری، مشاوره، بهداشت و درمان و روانشناسی انجام شده است.
کاملا غیر قابل باور می باشد، اما در واقع امروزه این فرضیه که: مراکز بهداشتی درمانی تنها باید به عنوان یک دستگاه درمان» در جهت بهبود وضعیت درمانی بیماران طراحی شوند، به چالش کشیده شده است. متخصصان به این باور رسیده اند که طراحی بر اساس نیازهای روحی روانی کاربران میتواند بهبود بیماری را سرعت بخشد و سلامت روانی و فیزیکی بیماران بسیار متأثر از نحوه تعریف فضایی مراکز بهداشتی درمانی می باشد و تأمین آسایش روانی و فیزیکی بیماران هدف مهم هر سازمان پزشکی است.

تاثیر دکوراسیون داخلی بر روی انسان
تاثیر دکوراسیون داخلی بر روی انسان

بهبود روند بیماری با کمک چیدمان منزل

از این جهت روند بهبود بسیار متفاوت از روند درمان از طریق دارو و جراحی می باشد. تحقیقات مرتبط با محیط مراکز درمانی بیشتر روی نقش محیط بیمارستان بر تجربیات بیماران در طول درمان آنها متمرکز بوده است. بخش مهمی از این تجربه مربوط به کیفیت مراقبت هایی است که بیماران دریافت می کنند. اما چنو یک تمایز مهم قائل می شود بین کیفیت واقعی مراقبتها و کیفیت ادراک شده توسط بیماران. مطالعات انجام شده بر روی کیفیت درک شده از مراقبت ها اشاره می کنند که کیفیت درک شده توسط بیمار از طریق میزان همدلی، ملایمت و مساعدتی که بیمار تجربه می کند، تعریف می شود. محیط نقش مهمی در انتقال حس همدلی، ملایمت و مساعدت حتی قبل از اینکه بیمار با کارکنان مواجه شود دارد، لذا بسیاری از جنبه های کیفیت ادراکی مراقبت های دریافتی که توسط بیماران دریافت می شود نه تنها در نتیجه تعاملات مثبت بین کارکنان و بیمار است بلکه در نتیجه نوع تعامل بین بیمار و محیط نیز هست.

طراحی دکوراسیون داخلی فضاهای درمانی

همانطور که توسط روگا’ بیان شده است، اگر نیازهای عملکردی و ادراکی ارضا نشوند، افراد تعامل مطلوبی با روند دریافت مراقبت های بهداشتی نخواهند داشت نیز در نتیجه مطالعاتشان به این نتیجه رسیده اند که شلوغی درک شده در فضا از دو بعد تشکیل شده است:
شلوغی های ناشی از حضور افراد، که در نتیجه تراکم فعالیتی در محیط است
شلوغی های فضایی که در نتیجه تراکم و نحوه چیدمان های فضایی است.
با وجود این که در بیشتر موارد هر دو بعد با یکدیگر تعامل دارند اما بیشتر بعد اول، موضوع بحث در این مقاله است که شلوغی درک شده در سالن های انتظار با تراکم کمتر فضایی مورد سؤال قرار گرفته است.

طراحی دکوراسیون داخلی فضاهای درمانی
طراحی دکوراسیون داخلی فضاهای درمانی

 نقش معماری داخلی در فضاهای درمانی با رویکرد شفابخش

محیط درمانی و اضطراب یکی از سوالات اولیه این است که آیا محیط های درمانی ممکن است تهدید آمیز و ترسناک درک شوند و اگر اینطور است این عامل چگونه بر سلامت روانی، احساسات و افکار بیمار تأثیر می گذارد. مطالعات بسیاری نشان داده اند که اضطراب در بیشتر مکان های پزشکی و کلینیکی دیده می شود. تاف اشاره می کند که سلامت در مراکز درمانی به طور چشمگیری می تواند از طریق هماهنگی بین انسان و محیط اطرافش تعریف شود و آن را بالا بردن سازگاری انسان – محيط” می نامد.
استرس زمانی اتفاق می افتد که یک عدم تعادل میان نیازهای انسان و قابلیتهای محیطی بوجود بیاید. ممکن است محیط با شلوغی بیش از حد، سر و صدا، کمبود حریم شخصی، کمبود روشنایی به خصوص وقتی با اجرای رنگ های داخلی نامناسب همراه شود، به این استرس بیافزاید.
برای مثال چی یانگ و همکارانش روشی را برای اندازه گیری ۲۴ ساعته از خصوصیات محیط داخلی به وجود آوردند و آن را در تحقیقی مربوط به مراکز مراقبتی سالمندان اعمال کردند. نتایج آنها نشان می دهد که سر و صدا” و “رطوبت نسبی” به عنوان دو عامل قابل توجه با تأثیر منفی در مراکز مراقبتی سالمندان در زمستان می باشند. همانطور که اولریچ بیان کرده است همه ی این عوامل استرس می توانند تأثیر منفی بر روند بهبود داشته باشند.

معماری داخلی در محیط درمانی
معماری داخلی در محیط درمانی

تاثیر دکوراسیون خانه بر روی بیماران قلبی

در مطالعه ای درباره ی تغییرات قلبی عروقی مرتبط با استرس در طول دوره ی بستری وليسر دریافت که استرس بیمارستانی همبستگی مستقیمی با تغییر در ضربان قلب و فشار خون داشته است. نسميت بیتریک و همکارانش در مطالعاتشان تشریح کرده اند که محیط محصور از نظر دما ، چشم انداز، نور، سر و صدا و تراکم (شلوغی)، موضوع مطالعات بسیاری از نقطه نظر ادراکی (احساس) بوده است. تاریخچه ای طولانی از توجه به تأثیرات شلوغی بر رفتار و سلامت بشر وجود دارد از یک طرف شلوغی و فاصله های نزدیک بین افراد، تحریک و برانگیختگی را افزایش می دهد و از طرف دیگر بعضی از موقعیت های شلوغ می توانند تهدید آمیز باشند.
به عبارت دیگر، شرایط پرتراکم و شلوغ منجر به درک شلوغی هایی خواهد شد که فرد را به مشکلات بالقوه و معمولی حساس می کند که این از فضای محدود یا کمبود فضای شخصی نشأت می گیرد. ایوانس و میشل برانگیختگی و موضوعات مرتبط با آن را به عنوان ابعادی از محیط طراحی شده توصیف می کنند که به صورت بالقوه می تواند از طریق تغییر سطح استرس بر سلامت بشر تأثیر بگذارد.

تاثیر نورپردازی دکوراسیون داخلی بر روی بیماران

سروصدای بلند، نور خیره کننده، بوهای تند و غیر معمول و رنگ های براق همگی به نظر می رسد که تحریک و برانگیختگی را افزایش می دهند . شکل و جهت گیری یک فضای داخلی مستقیما بر میزان برانگیختگی تأثیر می گذارند افراط در شدت محرک ها و الگوهای پیچیده یا متناقض تحریک، به صورت بالقوه استرس آور هستند. از طرف دیگر، در مواردی نیز، کمبود تحریک منجر به خستگی و بی تفاوتی می شود. در مقابل، برانگیختگی بیش از حد، تمرکز حواس را مشکل می کند و الگوهای رفتار معمولی و عادی را برهم می زندانسان در طول زمان، با محیط همبستگی پیدا می کند اما حس مشارکت و رغبت خود را از دست می دهد چون چالش های جستجو و کشف از بین می رود.