تاثیر رواﻧﺸﻨﺎﺧﺘﯽ رﻧﮓ در دﮐﻮراﺳﯿﻮن داﺧﻠﯽ ﻓﻀﺎﻫﺎی ﻣﺴﮑﻮﻧﯽ
01
مه

تاثیر رواﻧﺸﻨﺎﺧﺘﯽ رﻧﮓ در دﮐﻮراﺳﯿﻮن داﺧﻠﯽ ﻓﻀﺎﻫﺎی ﻣﺴﮑﻮﻧﯽ (بخش اول)

تاثیر رواﻧﺸﻨﺎﺧﺘﯽ رﻧﮓ در دﮐﻮراﺳﯿﻮن داﺧﻠﯽ ﻓﻀﺎﻫﺎی ﻣﺴﮑﻮﻧﯽ

طراحی داخلی مجموعه دانش، فن و هنری است که با عناصری از قبیل فرم، رنگ، بافت و سعی در بهینه سازی فضاها برای رسیدن به کارایی مناسب در کنار زیبایی معانی می باشد. هدف طراحی داخلی بهبود عملکرد فیزیکی و روانی فضا برای راحت تر شدن زندگی است. ما به طور متوسط دوسوم وقتمان را در محیط های بسته سپری می کنیم و احساسی که از محیط پیرامون بدست می آوریم، رابطه مستقیمی با رنگ و نور محیط دارد. مهمترین نقش را در طراحی و دکوراسیون خانه، رنگ ها بر عهده دارند. هر چیزی که میبینیم دارای رنگ است. رنگ ها عمیقا بر حالات، روحیه، رفتار و روابط اجتماعی تاثیر می گذارند و سبب می شوند شما شدیدأ احساس اعتماد به نفس، نشاط،سر زندگی یا احساس کسلی و بی حوصلگی کنید. همچنین بر سیستم عصبی، قدرت بینایی و سیستم گوارش نیز تاثیر گذار است و افراد واکنش های متفاوتی از خود نشان می دهند که البته این واکنش افرادبه فاکتورهای مختلفی نظیر فرهنگ، جنسیت، سن، موقعیت احساسی و ذهنی و تجربه های فردی بستگی دارد. هدف از این مقاله آشنایی با خواص هریک از رنگ ها و ارائه راهکارهای کاربردی در بررسی و انتخاب مناسب ترین رنگ در هنگام دکوراسیون و طراحی داخلی منزل می باشد. روش تحقیق به کار رفته در این نوشتار مبتنی برمطالعات کتابخانه ایست و رویکردی توصیفی تحلیلی دارد. در این مقاله ابتدابا مطالعه برروی رنگ ها، آن ها را از دیدگاه فیزیکی، روان شناسی و فرهنگی و تاثیر متقابل آنها بر انسان مورد مطالعه قرار می دهیم و در نهایت به ارائه پیشنهادهایی درباره ی چگونگی استفاده از رنگ ها در فضاهای مختلف خانه می پردازیم.

تئوری رنگ دردکوراسیون داخلی

رنگها نیروهایی هستند که روی انسان اثر گذاشته و ایجاد حس راحتی، فعالیت یا سکون می کنند. استفاده ی صحیح و یا ناصحیح از رنگ در کارخانه، دفاتر، مدارس و … می تواند باعث ازدیاد یا کاهش بازده گردد و در بیمارستان موجب بهبود بیماران شود. رنگ بر انسان به طور غیر مستقیم از طریق روانشناسی در بزرگ یا کوچک کردن ابعاد مرئی فضا تأثیر دارد. اشتیاق همگان برای بحث در مورد رنگ و واکنش روانی مردم در برابر رنگ ها حاکی از قدرت و توانایی رنگ در تحریک احساسات درونی میباشد. دانستن روانشناسی رنگ ها برای یک طراح، امری ضروری است. به عنوان مثال نوع رنگ برای حفظ سلامتی و جلوگیری از خستگی چشم در دفاتر باید رعایت شود و در فضاهای درمانی برای حفظ سلامتی و مراقبت از مسائل بهداشتی رنگ های ویژهای به کار می رود. نوع رنگ میزان تمرکز حواس را در جراحی بالا برده و ناراحتی های روحی بیماران را کاهش میدهد و نامطلوب و یا ناملایم بودن یک رنگ می تواند سبب ایجاد تحریک و تهییج شود.

رنگ در دکوراسیون داخلی
رنگ در دکوراسیون داخلی

1- رنگ در دکوراسیون داخلی پذیرایی

در تمامی اشکال و ارتباطات غیر کلامی، رنگ یکی از سریعترین روش های انتقال پیام ها و معانی است. رنگ به شدت با تمام احساسات آدمی در ارتباط است و ضمن تحریک آن، نماد ذهنیات انتزاعی و افكار گوناگون و همزمان بیانگر سرخوشی، آرزوی تکامل و یادآور زمان و مکانی دیگر است که باعث ایجاد حس زیبایی شناسی با واکنش های احساسی در انسان می شود. توجه بر جنبه های روانشناسی رنگ می تواند بینش جدیدی در طراح نسبت به درک، ترکیب و فهم رنگها به وجود آورد و او را به شناخت عمیق تری از تأثیرات روانی رنگ در طراحی برساند.

۲-  طراحی داخلی

مجموعه دانش، فن و هنری است که با عناصر متعلقه و مرتبطش از قبیل فرم ،رنگ، بافت و … سعی در بهینه سازی فضاها و دست یابی به کارائی و کارکرد مناسب در کنار زیبایی معانی و معناها می باشد. از آنجا که طراحی داخلی در ارتباط مستقیم با ویژگی های روحی – روانی انسان قرار دارد، بایستی برای نیل به یک طرح مطلوب، ویژگی های رفتارهای انسانی در فضاهای دکوراسیون داخلی زیستی اعم از عمومی و خصوصی، در طراحی به دقت مورد توجه قرار گیرد. از این رو طراح به هنگام طراحی فضای داخلی با دو مقوله سروکار دارد: کاربرد آن فضا، و احساس و تأثیری که می خواهد آن فضا بر استفاده کننده داشته باشد. طراحی داخلی طیف گوناگونی از عناصر و مؤلفه ها از قبیل فرم، نور، رنگ، بافت، کف، سقف، دیوار، عناصر کارکردی و تزیینی و مبلمان را در برمی گیرد. این عناصر ابزارهای کار طراح هستند که همگی باید بطور هماهنگ و متناسب در یک طرح مرتبط و خوشایند قرار گیرند.

رنگ در طراحی داخلی
رنگ در طراحی داخلی

٣- روانشناسی محیط  دکوراسیون داخلی

روان شناسی محیط در دکوراسیون داخلی خانه یکی از رشته های تخصصی نوپایی است که روی تأثیر متقابل رفتار، عوامل و شرایط فیزیکی، معماری و فضایی محیط، بیش از دیگر جنبه ها تأکید دارد.
کلید هر تعریفی از محیط در این نکته نهفته است که محیط دارای ویژگی احاطه کنندگی است. سانفلد (۱۹۷۷) محیط را به عنوان سلسله مراتبی تعریف میکند که در آن فرد ، مرکز آن محسوب شده و محیط رفتاری، محیط ادراکی، محیط عملی و محیط جغرافیایی احاطه شده است.

۴- تأثیر متقابل انسان و محیط

انسان با توجه به نیازها، ارزش ها و هدفهای خود، محیط را دگرگون می کند و به طور متقابل تحت تأثیر محیط دگرگون شده قرار می گیرد. به ویژه تکنولوژی پیشرفته موجب می شود تأثیر انسان بر محیط شدت و سرعت یابد. دگرگونی سریع محیط یکی از ویژگی های بنیادی زمان ماست. هر روز شهرها و محله ها و بناهای جدید ساخته می شوند. این قرارگاه های فیزیکی، الگوهای رفتاری و نقش های اجتماعی نوینی را بر ساکنان خود تحمیل می کنند. طی بیست سال اخیر رشته روان شناسی نیز مانند رشته های علمی متعدد دیگر، بر این پدیده، یعنی بر تأثیر انسان بر محیط و تأثیر متقابل محیط بر انسان، بی توجه نمانده و به یافته های علمی قابل توجه دست یافته است. شرایط محیطی مناسب، به ارضای نیازها (استراحت، تفریح، تغذیه ، مطالعه و غیره ) کمک می کند و شرایط نامناسب مانع از ارضای نیازها میشود.