۳۰
اردیبهشت

رنگ و نور در طراحی ساختمان (بخش دوم)

نور در طراحی ساختمان

هدایت و تنظیم نور مصنوعی توسط عوامل نوری صورت می پذیرد. این عوامل شامل انواع چراغها و سیستمهای روشنایی است که ابزار اصلی نور پردازی را تشکیل می دهد. نور یکی از اساسی ترین و ضروری ترین پدیده ها در زندگی انسان و طراحی خانه است. بدیهی است که افراد مختلف به رنگ های خاصی تمایل نشان می دهند. هر یک از ما خصوصیات شخصی خاص خود را داریم و احساساتمان را به سبک و سیاق خاص خود بیان می کنیم. در جهان نمی توان دو نفر را پیدا کرد که در بیان احساساتشان پیرو یک روش یکسان باشند. از طرف دیگر احساسات افراد به روشهای مختلف قابل تحریک می باشد و با تغییر در محیط می توان به نتایج بهتری در ایجاد شادابی، صمیمیت، آرامش افراد خانواده دست یافت. ویژگی های خیابان و کوچه، ترکیب حجمی، نور گیری، تقسیم بندی فضاهای داخلی، مبلمان داخلی، نحوه رنگ بندی و حتی مقیاس به کار رفته همه به عنوان فاکتورهای مهمی برای تعریف یک مسکن مناسب تعریف می شود. ویژگی های فرهنگی، نوع روابط خانوادگی و حریم های اجتماعی و غیره از جمله عواملی هستند که نیاز های روحی و جسمانی ساکنین را بیان می کنند و وظیفه یک طراح داخلی است که تعاملی محکم پین موارد یاد شده با جنبه های عملکردی فضا، برقرار سازد.

نور در طراحی داخلی
نور در طراحی داخلی

رنگ عاملی مهم در طراحی فضا

جهانی که انسان در آن زندگی می کند، متشکل از هزاران رنگ و تونالیته های مختلف است که موجودات و اشیا پیرامون را برای آن جذاب تر و حتی به گونه ای عمیق تر نشان می دهند. اگر جهانی تک رنگ، با تونالیته های محدود با طبیعت اطراف مقایسه شود و یا شهری سیاه و سفید فرض شود، معنای زندگی تغییر یافته و سردی و مردگی بر همه جا حاکم می شود. فضایی بی روح و عاری از هر جنب و جوشی که تشنه جرعه ای رنگ است. هماهنگی در رنگ مثل هماهنگی در نت های موسیقی است. برای رسیدن به اهدافی همچون کار کرد مناسب، زیبایی بصری، هارمونی فضایی، و تأثیر محیطی و روانی مؤثر در طراحی داخلی، مستلزم استفاده هماهنگ، منسجم، معنی دار و زیبا از عناصر طراحی خواهیم بود. در یک طرح مطلوب همه عناصر و اجزاء نسبت به تاثیرات کیفی و معنایی که به فضا اعمال می کنند، در ارتباطی تنگاتنگ با هم قرار دارند. بر این اساس، موفقیت هر طرح بستگی به چگونگی ترکیب عناصر و الگوهای سه بعدی فضا دارد. رنگ ها مثل انسان ها، از جهات مختلف با یکدیگر مرتبط اند و سلیقه ها و صفات مشترکی دارند و یا برعکس متضاد یکدیگرند. شاید تصور شود که نارنجی و سرخ متضاد یکدیگرند، در حالی که در چرخه رنگ کنار هم قرار می گیرند و دارای هارمونی هستند. نگاه به یک چرخه رنگ، که در آن نحوه ارتباط رنگ ها و چیدمان آنها و رنگ های مکمل مشخص شده است، با ارزش است.
رنگ بندی اتاق ها و استفاده از مصالحی که بتواند خصوصیات رنگی و بافت مورد نظر را برآورده سازد بسیار مهم و در عین حال، قدرت اعمال نفوذ بر تغییرات فضا را نیز دارا است، کارهایی که برای تعدیل و تقسیم بندی دیوارهای رنگی انجام می گیرند می تواند به عنوان ایده ای برای تعیین کالبد فیزیکی فضا برای طراحی داخلی عمل کند و جنبه های کاربردی طراحی را با معیارهای زیباشناختی همراه سازد. به عنوان مثال مساله روشنایی و استفاده از نور طبیعی در طراحی یک اتاق بسیار مهم است ولی نحوه کنترل نور، انتخاب رنگ و مصالحی که نور را از خود عبور می دهند به خلاقیت و قدرت طراح در ایجاد هماهنگی بین کارکرد روشنایی اتاق و مطلوبیت فضا بستگی دارد.
استفاده از رنگ های هم خانواده که در چرخه رنگ در کنار هم قرار گرفته و به اصطلاح همسایه هستند ترکیبی ملایم و هماهنگ را ایجاد می کند که نگاه بیننده را به راحتی از یکی به دیگری هدایت می کند. استفاده از یک رنگ با میزان کمی از رنگ مکمل آن در دکوراسیون داخلی منزل چنانکه به درستی و در اندازه های صحیح صورت گرفته باشد نتیجه ای درخشان و چشمگیر می آفریند و بر جذابیت مجموعه رنگی حاضر می افزاید و مانع غالب شدن کامل یک رنگ پر فضای اتاق می شود.

رنگ در طراحی خانه
رنگ در طراحی خانه

چنین عواملی در انتخاب رنگ برای پناها، دکوراسیون داخلی و مبلمان فضا، رویکرد های مختلفی را در طراحی ایجاد می کند. رنگ یکی از عوامل تعیین کننده سبک و سیاقی است که می تواند به طریقی با محیط پیرامون خود ارتباط بر قرار کند و بیشتر از هر عامل مستقل دیگری می تواند فضای کسالت بار و یکنواخت اطراف را به مکانی روح بخش مبدل سازد. عوض کردن رنگ دیوار ها می تواند بیش از تغییر مبلمان یا حتی ساختار یک اتاق، نتایج چشم گیری به بار آورد. تا کنون خانه های بسیاری به رنگ بژ و کرمی و تونالیته های آن رنگ آمیزی شده اند اما باید تصور نمود که در شرایط مختلف اجتماعی و به خصوص اقلیمی، چگونه باید از این رنگ ها استفاده کرد و یا دیوارهایی به رنگ های ملایم و نامحسوس مثل استخوانی، برای زندگی کردن بسیار مناسبند؟ اما ایجاد کنتراست در آنها با انتخاب رنگ های خاص در لوازم جانبی منزل و روکش ها و رومبلی ها باعث روح بخشی به فضا می شود .
برای آنکه بتوان ارتباطی درست میان طبیعت خود با طراحی ساختمان برقرار ساخت، باید آموخت که ترس از متفاوت بودن با سایرین را از خود دور کرد؛ مشکلی که متاسفانه امروزه بسیار با آن در گیریم و بسیاری از طراحی های معماری و داخلی را تحت الشعاع قرار می دهد. نمی توان در جامعه ای سیاه و سفید، تفکری رنگی داشت، غالبا خود را در حصاری از رنگ هایی، به تحمیل معرف و جامعه معقول و بی روح و بی رمق قرار می دهیم، رنگ هایی که مانع از بروز احساسات و نمایان شدن خود واقعی ما می گردد. به منظور کمک برای ایجاد فضایی مطلوب و دلنشین در محیط زندگی خود و بهره گیری هر چه بهتر از رنگ ها، لازم است اطلاعات گسترده تری درباره ارتباطات فردی خویش با رنگ ها داشته و مواردی را درک کنیم که علاقه مندی یا بیزاری به رنگ های خاص را در مورد ما آشکار می سازد.